تبلیغات
حزب الله هم الغالبون - بیانات در دیدار اعضاى كنگره بزرگداشت استاد شهریار
حزب الله هم الغالبون
با ولایت زنده ایم
نوشته شده در تاریخ شنبه 27 شهریور 1389 توسط سرباز ولایت.رضا کردی | نظرات ()

۲۷ شهریورماه، بیست و دومین سالروز درگذشت شاعر شهیر معاصر، استاد سیدمحمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) است. به همین مناسبت،متن كامل سخنان معظم‌له را كه در سال 71 و دیدار با اعضاى كنگره‌ى بزرگداشت این استاد فقید بیان شد، منتشر می‌كنیم.

11/09/1371

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم

اولاً به برادران عزیزى كه از آن سوى مرز تشریف آورده‌اند، خوشامد مى‌گوییم. باید به آنها عرض كنیم كه در حقیقت به خانه‌ى خودشان و وطن خودشان آمده‌اند. ما آنها را هم جزو خودمان و از خودمان مى‌شماریم. ما این‌جا را خانه‌ى خود شما به حساب مى‌آوریم. ما مرز جغرافیایى را فاصل نمى‌شماریم. همچنین، از همه‌ى برادران و خواهران عزیزى كه در كنگره شركت كردند - چه برادران این‌جا و چه برادران آن‌جا - به جهت ایجاد این كنگره، تشكر مى‌كنیم. ان‌شاءاللَّه كه در مجموع، براى این شاعر عزیزمان، یادبود مناسبى بوده باشد.

درباره‌ى استاد شهریار، گفتنى زیاد است. یك مقوله، مقوله‌ى شاعرى اوست. درباره‌ى شاعرى شهریار، دو حرف مى‌شود زد: یك حرف این است كه شهریار، یكى از بزرگترین شعراى معاصر ماست؛ هم در شعر فارسى و هم در شعر تركى. البته شعر فارسى او خیلى بیشتر از شعر تركى است و به نظر مى‌رسد كه اولین و معروفترین شعرهاى او به زبان فارسى است. البته منظومه‌ى «حیدر بابایه سلام» را بایستى استثناء كرد؛ چون «حیدر بابایه سلام»، داستان جداگانه‌اى دارد كه آن را در بخش دوم راجع به شاعرى شهریار، باید عرض كنیم. لكن اگر «حیدر بابایه سلام» را كنار بگذاریم، در مجموع، شعر فارسى شهریار اوج بیشترى از شعر تركى‌اش دارد.

در شعر فارسى شهریار، خصوصیت عمده‌اى كه براى برادران ترك وجود دارد، این است كه شعر به معناى حقیقى كلمه است. شعر به معناى حقیقى كلمه، معناى حقیقى شعر است. یعنى نظم كلمات فقط نیست؛ لب احساس و خیال است. این را كه عرض مى‌كنم، تركهاى فارسى‌دان - مثل آقاى تجلیل(1) - خودشان خوب مى‌دانند. گاهى این زبان اوج مى‌گیرد. یعنى ما غزلهایى در شعر فارسى شهریار داریم كه در ردیف غزلهاى درجه‌ى یك فارسى است. البته اینها زیاد نیست؛ اما هست. گاهى هم البته زبان تنزل مى‌كند. ما توقعى هم از شاعرى كه در یك منطقه‌ى غیرفارس زبان متولد شده، نداریم. ولى آنچه كه از شهریار در شعر فارسى مى‌بینیم، او را در ردیف یكى از بزرگترین شعراى زمان ما قرار مى‌دهد. مطلب دومى كه در مورد شاعرى شهریار باید گفت، یك چیز بالاتر از این است؛ و آن این است كه مى‌شود گفت: شهریار یكى از بزرگترین شاعران همه‌ى دورانهاى تاریخ ایران است. و آن به لحاظ «حیدر بابایه سلام» است. «حیدر بابایه سلام» یك شعر استثنایى است. همه‌ى خصوصیات شعرى مثبت شهریار در این شعر هست. یعنى روانى، صفا، ذوق و دیگر خصایصى كه مربوط به شعر است، همه در «حیدر بابایه سلام» جمع شده است. لكن علاوه بر اینها، ویژگى دیگرى هم در «حیدر بابایه سلام» هست و آن این است كه در این شعر كه تصویرى از سابقه‌ى ذهنى خود شاعر است، مطالب بسیار حكمت‌آمیز وجود دارد. با این حساب، مى‌توان شهریار را یك حكیم به حساب آورد. پایه‌ى شعر «حیدر بابایه سلام» به نظر ما خیلى بالاست. فكر مى‌كنیم كه آمیزه‌ى بسیار هنرمندانه‌اى است از شعر و حكمت و زبان زیبا و قدرت فوق‌العاده‌ى تصویر. شهریار این منظومه را در هنگامى گفته كه بسیار جوان بوده است. ایشان خودش در آن نسخه‌اى كه براى من فرستاده، بالاى صفحه‌ى اول نوشته است: «گمان مى‌كنم این را در سال 1324 شمسى سرودم.» و در این سال، شهریار بسیار جوان بوده است. من حالا براى این‌كه آقاى شاهرخى(2) و آقاى ستوده(3) و سایر برادران شاعر این‌جا نشسته‌اند، چیزى به‌عنوان شیرینى مجلس عرض مى‌كنم. این غزل شهریار در ذهن من هست كه مى‌گوید:
در وصل هم ز شوق تو اى گل در آتشم
عاشق نمى‌شوى كه ببینى چه مى‌كشم

ببینید، این بیت واقعاً در ردیف بالاترین شعرهاى فارسى است:
با عقل، آب عشق به یك جو نمى‌رود
بیچاره من كه ساخته از آب و آتشم

البته در همین غزل، شهریار یك بیت بسیار پایین دارد، كه قافیه‌اش «پیراهن كشم» است، كه این هم از خصوصیات شهریار است. همین‌طور یك خط زیگزاگى در این شعر طى مى‌شود: مى‌رود بالا و مى‌آید پایین! یعنى اگر امكان داشت به همان روال مطلع، همه‌ى شعر را بگوید، سروده‌ى فوق‌العاده‌اى مى‌شد.
از «حیدر بابایه سلام» هم یك بندش را بخوانیم:
حیدر بابا دنیا یالان دنیادى
سلیمان‌دان، نوح‌دان قالان دنیادى

هر كیمسیه هر نه وریب آلیبدیر
افلاطوننان بیرقورى آدقالیب دیر

لكن یك نكته‌ى اساسى هم درباره‌ى شهریار هست كه اگر رویش تكیه كنیم، به نظر من شایسته است. آن نكته این است كه شهریار در دوران مهمى از زندگى‌اش - در حدود شاید سى‌سال آخر زندگى‌اش - دوران عرفانى و معنوى بسیار زیبایى را گذراند و به انس با قرآن و انس با معنویات و خودسازى پرداخت. یعنى به خودش رسید و سعى كرد باطن و معنویت خودش را صفایى ببخشد.

خود او در اشعار بیست، سى سال اخیر، این معنا را به روشنى بیان كرده است. حتى آن‌طور كه شنیدم - شاید از خودش شنیدم؛ الان درست یادم نیست - ایشان یك قرآن هم به خط خودش نوشت. شاید هم تمام نكرده ... به‌هرحال، این در ذهنم هست كه مشغول نوشتن قرآنى بوده است. وقتى انقلاب پیروز شد، او با همان روحیه‌ى دینى و ذهنیت صاف و روشن خودش، از انقلاب استقبال بسیار خوبى كرد. شاید در آن یكى دو سال اول انقلاب، كسى از ما به یاد شهریار نبود. یعنى گرفتاریها آن‌قدر زیاد بود كه مجالى براى این یادها پیش نمى‌آمد. یك وقت دیدیم صداى شهریار، در ستایش انقلاب، از تبریز بلند شد. دیدیم همه‌ى جزئیات انقلاب را او تعقیب مى‌كند.

در همه‌ى مواقع حساس انقلاب، او نقش مؤثرى ایفا كرد. یك جنگ هشت ساله بر ما تحمیل شد كه یكى از سخت‌ترین تجربه‌هاى ما بعد از انقلاب بود. تعداد شعرهایى كه شهریار براى جنگ گفته؛ حضورى كه او در مراكز مربوط به جنگ، مثل كنگره‌هاى مربوط به جنگ و شعر جنگ پیدا كرده و مدحى كه او از بسیج عمومى مردم یا از سپاه یا ارتش كرده، به قدرى زیاد است كه اگر انسان نمى‌دید و نمى‌شنید و خودش لمس نمى‌كرد، به دشوارى مى‌توانست آن را باور كند. مردى در حدود هشتاد سال سن - بلكه بیش از هشتاد سال - در مجامع شعرى حضور پیدا كند و براى هر مراسمى، شعر یا شعرهایى بگوید! این در حالى بود كه از مثل او، چنین توقعى هم نبود. این، نشان‌دهنده‌ى نهایت اخلاص و صفا و بزرگوارى آن مرد بود.

به‌هرحال، شهریار یك شاعر اسلامى و انقلابى بود. من خبر داشتم در همان اوقاتى كه شهریار براى انقلاب مى‌سرود، یك عده از روشنفكران وابسته به رژیم گذشته كه با او سابقه‌ى دوستى داشتند، مرتب فشار مى‌آوردند، نامه برایش مى‌نوشتند و شعر در هجوش مى‌گفتند. حتى اطلاع داشتم كه رفته بودند و او را ملامت كرده بودند كه «تو چرا براى انقلاب اسلامى، این‌طور دل مى‌سوزانى!؟» و او مثل كوه ایستاده بود.

من حقیقتاً تعجب مى‌كردم. من بعضى از كسانى را كه به ایشان فشار مى‌آوردند، از نزدیك مى‌شناختم و شعر و سابقه‌ى ذهنى‌شان را مى‌دانستم. بعضى از آنها وابسته به رژیم سابق بودند. مستقیماً مربوط به آن جناح بودند، و جزو دربار پهلوى و آن دستگاه محسوب مى‌شدند. بعضى دیگر هم توده‌اى و كسانى بودند كه جیره‌خور شوروى سابق به حساب مى‌آمدند. همه‌ى اینها، با این‌كه به لحاظ مبنا و منطق، به ظاهر بینشان فاصله‌اى وجود داشت، در وارد آوردن فشار روى شهریار شریك بودند، و شهریار، محكم و قرص ایستاده بود.

به‌هرحال، شهریار شاعر متواضعى بود. دنبال نام و نشان نبود و براى خدا و وظیفه كار مى‌كرد، و حالا خداى متعال، پاداش او را مى‌دهد. امروز شهریار در داخل كشور ما یك چهره‌ى بسیار نورانى است. چند شب پیش، سیما مراسمى را به مناسبت هفته‌ى بسیج نشان مى‌داد، كه شهریار در آن مراسم بود. این چند روزه، هفته‌ى بسیج بود و در یكى از مراسم بسیج، شهریار شعر مى‌خواند و در سیما او را نشان مى‌دادند. من مطمئنم كه آن بخش از برنامه را همه‌ى مردم؛ یعنى هركس كه توانست تماشا كرد. من خودم مى‌خواستم بخوابم، دیدم در اتاق بچه‌ها تلویزیون روشن است و صداى شهریار مى‌آید. رفتم تماشا كنم، دیدم بچه‌ها همه‌شان ایستاده‌اند و تماشا مى‌كنند. این، محبوبیت عجیبى است كه شهریار پیدا كرده. این، به خاطر خدمات و كار براى خدا بود، كه او انجام داد. شهریار قطعاً ماندنى است. از آن شعرایى است كه مثل سعدى و حافظ و از این قبیل، در دورانهاى بعد از دوران خودش، معروفتر و بزرگتر خواهد شد. لذا، هرچه آقایان درباره‌ى او انجام دهند، از نظر ما زیاد نیست. حضور شهریار در هر كشورى و در میان هر ملتى، حضور مبارك و مفیدى است.

برادران ما در جمهورى آذربایجان، اگر چه از شعر فارسى او قاعدتاً استفاده‌اى نمى‌كنند، اما از همان شعر تركى او هم كه استفاده مى‌كنند، خیلى مغتنم است. كاش مى‌توانستند خط حروف فارسى و عربى را بخوانند، تا دستخط خود شهریار را هم مى‌دیدند و مى‌فهمیدند كه شهریار از آن افراد بسیار خوش خط بود و تا سالهاى آخر عمرش هم مشق خط مى‌كرد. اگر آن را هم مى‌توانستند بخوانند، براى معرفت به او، پله‌ى بلندترى بود.ما از آقاى دكتر لاریجانى صمیمانه تشكر مى‌كنیم؛ همچنین از همه برادران و خواهرانى كه این كنگره را به راه انداختند. از آقایان و خانمهایى هم كه زحمت كشیدند و از جمهورى آذربایجان تشریف آوردند، تشكر مى‌كنیم. ان‌شاءاللَّه كه در تهران به شما خوش بگذرد و خاطرات خوبى داشته باشید. از برادران شاعر و ادیب و نویسنده و محقق خودمان هم كه این‌جا تشریف دارند، خیلى متشكریم. خدا شما را براى ما نگه دارد و ان‌شاءاللَّه كه همه‌ى شما مایه‌ى خیر و بركت براى این كشور و این ملت و تاریخ ما باشید.

والسّلام علیكم و رحمه اللَّه و بركاته

1) مقصود معظم له «دكتر جلیل تجلیل» استاد دانشگاه و ادیب و محقّق است.
2) محمد شاهرخى (جذبه)
3) سید ابراهیم ستوده.


برچسب ها: بیانات، شهریار، بزرگداشت استاد شهریار،
درباره وبلاگ
اول از همه شادی روح امام و شهدا صلوات.
سلام.امیدوارم از مطالب بهره کافی رو ببرید.تلاش ما در جهت آنست که پلی باشیم در مسیر رسیدن به حق و حقیقت و این نیازمند یاری بازدید کنندگانست.لطفا مطالب پیشنهادی خودتونو به ما بدید تا به اونها بپردازیم.یا علی
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سخن یار


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

قالب وبلاگ